تلخ و شیرین

این روزهایم خیلی تکراری و شبیه هم اند اما به امید روزهای بهتر مینویسم

تلخ و شیرین

این روزهایم خیلی تکراری و شبیه هم اند اما به امید روزهای بهتر مینویسم

پربیننده ترین مطالب
آخرین نظرات
  • ۱ تیر ۹۶، ۲۲:۰۴ - کم نویس
    :))
  • ۱۷ ارديبهشت ۹۶، ۰۱:۳۹ - قالب بلاگ رضا
    عجب

حتی زیر پتو هم سرد است..

پر پر | شنبه, ۹ آبان ۱۳۹۴، ۰۵:۲۵ ب.ظ

 از صبح زود دانشگاه بودم تا الان. خیلی خیلی سرد است...تارسیدم همینجوری آمدم توی تخت و مچاله شدم زیره پتو.گوشی ام را دست گرفتم و هی دل دل کردم...زنگ بزنم یا نزنم؟ پیام بدهم یا ندهم؟؟آخرش هم تصمیم گرفتم ک نزنم و ترسیدم تصمیمم از سره جوگیری باشد.پول بچه را فراموش کرده ام  ک بریزم و گلویم حسابی درد می کند..امروز یکی از همکلاسی هایم را کشیدم کنار و یاهاش حرف زدم...توی دانشگاه نشستیم و های های گریه کردم و همه چیزم را برایش گفتم..بعد از او صادقانه ترین گفت و گویم بود ک باکسی داشته ام...تصمیم گرفته ام از هم بیخبر بمانیم..مسلما ب یک باره نمیشود.تصمیم گرفته ام زیره قول هایم بزنم و نخوانمت..نخوانمت و برایت ننویسم ..این اما هیچ دلیل نمیشود ک مهریه ام را ندهب.مامان میگوید میخواهد 5شنبه شب قرار بگذارد و خواهرم میگوید میخواهد نصیحتم کند.هردویشان پیام داده اند و جوابشان را نداده ام..مچاله شده ام زیر پتو  و مثلا من خوبم.

  • پر پر

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">