تلخ و شیرین

این روزهایم خیلی تکراری و شبیه هم اند اما به امید روزهای بهتر مینویسم

تلخ و شیرین

این روزهایم خیلی تکراری و شبیه هم اند اما به امید روزهای بهتر مینویسم

پربیننده ترین مطالب
آخرین نظرات
  • ۱ تیر ۹۶، ۲۲:۰۴ - کم نویس
    :))
  • ۱۷ ارديبهشت ۹۶، ۰۱:۳۹ - قالب بلاگ رضا
    عجب

یک تو وسط زندگی ام گم شده است

پر پر | دوشنبه, ۲۵ بهمن ۱۳۹۵، ۱۲:۱۶ ق.ظ

من خوب و عالی ام تا لحظه ای ک اسم پسرخوب می آید وسط_چشمانم میجوشند و بیتاب می شوم 

خیلی وقت بود میخواستم بگویم ک یک ازدواج در راه است اما پسرخوب امتحان جامع داشت و نمیخواستم تمرکزش را مختل کنم  

یک خواستگار هست ک همه راضی اند و من هم ناراضی نیستم ، نمیدانم چیزها چطور پیش برود ...بابا بعد از خواستگاری شماره های مارا تبادل کرده و حرف زده ایم.پسرخوب گفت از اینجا ب بعدش همه خوشبختی خواهد بود اما بنظرشما طبیعی ست ک سوالی ندارد و زنگ نمیزند؟ من موبوگرام دارم ک نشان می دهد چ مخاطب هایی شماره ادم راسیو کرده اند.بنظر شما طبیعی ست ک حتی شماره م را سیو هم نکرده؟یک ذره کنجکاوی ندارد ینی؟

مدام کارم شده فشردن دندان هایم روی هم

  • پر پر

نظرات  (۴)

خب یه وقتایی بعضی آدما تا بله رو از طرف مقابل به طور رسمی نگرفته باشن، هیچی رو در رابطه باهاش جدی نمی گیرند چون می ترسند وابستگی پیش بیاد و بعدشم وصلتی در کار نباشه! این رو یه مذکر بهم گفت وقتی درباره نامزدش صحبت می کرد. 
پاسخ:
درسته
من نفهمیدم چی شد! یعنی خواستگاره شماره ات رو سیو نکرده؟ شاید داره تحقیق میدانی می کنه درباره ات و متوجه نیستی:)
پاسخ:
تحقیقاتمون خ وقته تموم شده
  • آقای سر به هوا ...
  • یک ذره که نه خیلی بیشتر ...
    سراغشو نگیرین تا تکلیفش با خودش معلوم بشه ...
    پاسخ:
    سراغشو نمیگیرم.مامانش هر روز بهم زنگ میزنه
    تو...

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">